سلام.....
بازم نمی دونم از کجا باید شروع کنم؟ از کجا باید این همه درد و بگم؟؟؟
برای کی بگم؟؟؟ کی من و می شناسه؟؟؟؟ کی کی کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هر روز که می گذره توی دلم بیشتر از پیش غصه رو حس می کنم...
اما برای کی؟ برای چی؟؟؟
دلم داره از غصه می ترکه کاش خدا می تونستم بغلت کنم گریه کنم کاش بهم نزدیک بودی کاش کاش کاش ........
تو خدا چی و برام می خوای بهم بگو... تو من و یادت رفته تو من و تنها گذاشتی اونقدر تنها که دیگه حتی نمی تونم صدات کنم...
دیگه اونقدر تنهام که حتی اشکم ازم گرفتی حتی حس و ازم گرفتی بهم بگو بگو برای چی دارم قدم بر می دارم؟؟؟
می خوام برای خودم زندگی کنم تنهای تنها...
دلم می خواد بذارم برم برم یه جا که وقتی می خوام داد بزنم کسی نگه هیس وقتی می خوام گریه کنم کسی نگه چته... من ازت تنهایی می خوام نه این تنهایی که الان توشم می خوام تنهای تنها باشم ...
من ازت مرگ و می خوام بهم بده من لیاقت اینهمه بودن و ندارم زندگی که ازش هیچ لذتی نمی برم و برای کی بخوام هیچ کس و ندارم ... تنهام خدا من و ببر پیش خودت به قول رضا صادقی وایسا دنیا من می خوام پیاده شم...
وقتی به اشکای آرومم نگاه می کنم جیگرم کباب می شه که چقدر توی تنهاییم تنهام چقدر اشکام سردن و لغزون چقدر تنهام ای خدا......................
هدفی ندارم انگیزه ندارم همه چی دارن الکی می گذرن برای چی نمی دونم...
کاش می شد تنها برم یه گوشه و شب و روز زار بزنم ................
خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا
تو گوش بده چقدر صدات کنم بریدم خسته شدم مونده شدم ....
دچار کابوس وحشت از خودم شدم کابوسی که داره وجودم و ریز ریز می کنه ....
به کی بدی کردم کجا اشتباه کردم به کی نارو زدم تو بگو تو که اون بالایی دارم خفه می شم جوابم و بده
من تنهام غصه دارم درموندم از دنیا کمکم کن بهم کمک کن خدا جونم ...
از دلتنگی خودم و نداشته هام دارم میمیرم دارم آب می شم کی اینارو می فهمه تو بگو..................
بذار تنها باشم تنها بمیرم
دیگه از درد و غم آروم بگیرم
برم پیدا کنم یه جای خلوت بشینم اشک بریزم تا قیــــــــــــــــــــــــــــــــامت
برو ای دل بخواب که وقت خوابه
سلام تو همیشه بی جوابه
به تو بی دست و پا از من نصیحت اگه عاشق بشی خونت خرابه....
شاید 10 بار بیشتر این آهنگ و گوش دادم و گریه کردم اما چه فایده؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخرش چی؟؟ آخرش کی میاد می گه چته...
دلم می سوزه یه چیزایی هست که حتی نمی تونی بنویسیشون چقدر سخته از کسایی غم داشته باشی که دوسشون داری....
نمی دونم همیشه این همه سکوت آخرش همین بوده و بس.....
برای آرامش خودم تنهایی می خوام خدا همین و بهم بده....
+ نوشته شده توسط ندا در دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389 و ساعت
20:17 |